شب تولدم (۹۶.۴.۳۰)
الان ساعت نزدیک ۳ صبحه و من از ذوقم هنوز خواب به چشمام نیومده، دیشب بهترین تولد عمرم بود چون که تو، فرشته کوچولوی من، تو وجودم بودی و اولین سالی بود که اینقدر حس خاص بودن میکردم، حس مادر بودن، حس خیلی شیرینی بود و بابا هم با سورپرایزش باعث شد که بیشتر از قبل اینو درک کنم، بابایی امشب واقعا به من نشون داد که چقد من و شما واسش مهمیم، با کادوی خیلی قشنگش اول از خدای مهربون ممنونم که مارو لایق مادر و...
ادامه مطلب